کتاب آسمین در تاریکی (ASEMIN IN THE DARK)
27 سال قبل
اواخر دوران فرمانروایی فرعون خسه خموی 1 پدر فرعون نچریخت.
در معبد هفیف ها
ایذر بزرگ، ایذر بزرگ به معبد هسیم ها بروید.
ایذر با خوشحالی می گوید: متولد شد؟
هفیف: آری ،متولد شد.
ایذر با شتاب از پله های معبد هسیم ها پایین می رود.
بانو سیرانیس: تبریک می گویم ایذر بزرگ، این هم فرزند شما، یک دختر زیبا.
ایذر: بگذار تا او را نگاه کنم، چه دختر زیبایی، درود بر خدای هموترا،
حال مادرش چطور است؟
بانو سیرانیس سخنی نمی گوید.














